خاکستری

من معتقدم آدمها کاملا خوب نیستند یا کاملا بد.همشون یه طوری خاکستریند بنابراین خاکستری رنگ زندگی و آدمهاشه رنگ تموم لحظه های ما.

هوا بس....
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸  

آغاز این زمستان...

رابه یادبود دوباره تو آغاز می کنم...

آغاز این زمستان نیز..

حانشینی برای نبودهایت در این مدت...

پ.ن: من این روزها را دوست دارم.... من این روزها را دوست دارم... تکرار می کنم دوست دارم... ودوباره زمستان است که من دوست دارم....


رفته ای اینک و هر صخره و سنگ......
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸  

دلم آن زمانها را میخواهد.... آن زمانها که پریای شاملو را به زور می خواندم... و با داشتن بالکن کوچک خانه مان بال در می آوردم...

کی رفته ای ..

که حتی فرصت تمنا نبود...

کی رفته ای...

که من راه برگشت را می دویدم...

به هر کجا که نامت بود ...

در میان غریبه ها...


 
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸  

این روزها روزهای سختی است.....  هر روز خبری.. هر روز رنجشی... ولی ما دستمان رو جلوی چشم مان می گذاریم

گر چه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است....

 پ. ن :این روزها روزی یک کتاب می خوانیم...